چرا پلکان ؟
وقتی صحبت از دیجیتال مارکتینگ میشود، معمولاً اولین چیزی که به ذهن میرسد تبلیغات است؛ چند کمپین، چند پست، چند ویدئو و شاید هم چند عدد در گزارشها. اما اگر کمی عمیقتر نگاه کنیم، مارکتینگ چیزی بسیار فراتر از اینهاست. در واقع هر کسبوکاری که تصمیم میگیرد وارد فضای آنلاین شود، ناخواسته وارد یک مسیر پیچیده میشود؛ مسیری که اگر درست طراحی نشده باشد، حتی با هزینههای زیاد هم به نتیجه قابل توجهی نمیرسد. دقیقاً از همین نقطه بود که پلکان شکل گرفت.
پلکان از ابتدا با یک نگاه ساده اما جدی ساخته شد؛ اینکه قبل از هر اجرا باید فهمید دقیقاً قرار است چه اتفاقی بیفتد. بسیاری از پروژههایی که امروز در فضای مارکتینگ میبینیم با عجله شروع میشوند. یک تبلیغ اجرا میشود، چند محتوا تولید میشود و انتظار میرود فروش بالا برود. اما واقعیت این است که اگر مسیر مشخص نباشد، حتی بهترین ابزارها هم نمیتوانند نتیجه قابل اتکایی ایجاد کنند. ما در پلکان تلاش کردهایم نقطه شروع هر پروژه را از اجرا به «فکر کردن» تغییر بدهیم. وقتی یک کسبوکار وارد پلکان میشود، اولین چیزی که بررسی میکنیم این نیست که چه تبلیغی باید اجرا شود. ابتدا سعی میکنیم بفهمیم این کسبوکار دقیقاً در چه نقطهای ایستاده است؛ مشتریهایش از کجا میآیند، رقبا چگونه عمل میکنند، چه چیزی باعث میشود مخاطب اعتماد کند و در نهایت چه مسیری میتواند او را به تصمیم خرید نزدیکتر کند. شاید این مرحله در ظاهر ساده به نظر برسد، اما در عمل همان بخشی است که بسیاری از پروژهها از آن عبور میکنند و دقیقاً به همین دلیل بعداً مجبور میشوند هزینههای بیشتری برای اصلاح مسیر پرداخت کنند.
یکی از چیزهایی که برای ما در پلکان اهمیت زیادی دارد، این است که هر پروژه فقط مجموعهای از کارهای پراکنده نباشد. ما تلاش میکنیم همه اجزای یک پروژه کنار هم معنا پیدا کنند. سناریویی که نوشته میشود، طراحیای که انجام میشود، ویدئویی که تولید میشود یا تبلیغی که اجرا میشود، همه باید بخشی از یک تصویر بزرگتر باشند. وقتی این هماهنگی شکل بگیرد، خروجیها دیگر صرفاً محتوا نیستند؛ تبدیل میشوند به ابزارهایی که میتوانند به شکل واقعی در رشد یک کسبوکار اثر بگذارند.
در پشت صحنه این فرآیند، تیمی قرار دارد که هر کدام از زاویه تخصص خودشان به پروژه نگاه میکنند. تدوینگرها روی ریتم و روایت تصویر تمرکز میکنند، سناریونویس تلاش میکند مسیر داستانی محتوا را شکل بدهد، طراح هویت بصری را میسازد و مدیر پروژه مراقب است همه این قطعات دقیق و منظم کنار هم قرار بگیرند. در کنار آن، فیلمبرداری و عکاسی انجام میشود تا خروجی نهایی فقط یک ایده روی کاغذ نباشد، بلکه چیزی باشد که بتوان آن را در دنیای واقعی اجرا کرد. این ترکیب باعث میشود هر پروژه قبل از رسیدن به مرحله انتشار، چند بار از زوایای مختلف بررسی شود.
در طول این سالها چیزی که برای ما روشن شده این است که بسیاری از مشکلات مارکتینگ از نبود شفافیت شروع میشود. وقتی کسی نداند پول تبلیغات دقیقاً کجا خرج شده، یا وقتی مشخص نباشد چرا یک کمپین نتیجه گرفته و کمپین دیگری نه، تصمیم گرفتن برای ادامه مسیر بسیار سخت میشود. به همین دلیل در پلکان تلاش میکنیم روند کار تا حد ممکن روشن باشد. اینکه چه کاری انجام میشود، چرا انجام میشود و چه نتیجهای از آن انتظار میرود، باید برای همه قابل درک باشد.
البته واقعیت این است که هیچ تیمی نمیتواند ادعا کند برای همه مناسب است. بعضی کسبوکارها به دنبال راهحلهای سریع و کوتاهمدت هستند و این کاملاً قابل درک است. اما کاری که ما در پلکان انجام میدهیم بیشتر شبیه ساختن یک مسیر است تا اجرای چند اقدام مقطعی. اگر قرار باشد یک برند در فضای آنلاین رشد کند، این رشد معمولاً نتیجه مجموعهای از تصمیمهای درست و اجرای منظم است، نه یک حرکت ناگهانی.
به همین دلیل شاید مهمترین چیزی که پلکان سعی میکند به هر پروژه اضافه کند، نظم در تصمیمگیری است. وقتی دادهها بررسی میشوند، وقتی مسیر مشخص است و وقتی همه اعضای تیم میدانند قرار است به چه هدفی برسند، نتیجهها دیگر تصادفی نیستند. آنها تبدیل میشوند به خروجیهایی که میتوان دلیلشان را فهمید و مسیرشان را ادامه داد.
البته واقعیت این است که هیچ تیمی نمیتواند ادعا کند برای همه مناسب است. بعضی کسبوکارها به دنبال راهحلهای سریع و کوتاهمدت هستند و این کاملاً قابل درک است. اما کاری که ما در پلکان انجام میدهیم بیشتر شبیه ساختن یک مسیر است تا اجرای چند اقدام مقطعی. اگر قرار باشد یک برند در فضای آنلاین رشد کند، این رشد معمولاً نتیجه مجموعهای از تصمیمهای درست و اجرای منظم است، نه یک حرکت ناگهانی.
به همین دلیل شاید مهمترین چیزی که پلکان سعی میکند به هر پروژه اضافه کند، نظم در تصمیمگیری است. وقتی دادهها بررسی میشوند، وقتی مسیر مشخص است و وقتی همه اعضای تیم میدانند قرار است به چه هدفی برسند، نتیجهها دیگر تصادفی نیستند. آنها تبدیل میشوند به خروجیهایی که میتوان دلیلشان را فهمید و مسیرشان را ادامه داد.
پلکان در نهایت فقط یک نام یا یک تیم نیست؛ بیشتر شبیه یک روش کار است. روشی که تلاش میکند قبل از اجرا فکر کند، در زمان اجرا دقیق باشد و بعد از اجرا بتواند نتیجهها را تحلیل کند. شاید این رویکرد در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما در عمل همان چیزی است که باعث میشود یک پروژه از یک مجموعه فعالیت پراکنده به یک مسیر قابل اتکا تبدیل شود. اگر قرار باشد زمانی، انرژیای و بودجهای صرف مارکتینگ شود، منطقیتر است در جایی صرف شود که هر قدم آن با فکر و دقت برداشته میشود؛ جایی که هدف فقط انجام دادن کار نیست، بلکه ساختن مسیری است که بتوان روی آن قدم بعدی را با اطمینان بیشتری برداشت.
منظم است، نه یک حرکت ناگهانی.
به همین دلیل شاید مهمترین چیزی که پلکان سعی میکند به هر پروژه اضافه کند، نظم در تصمیمگیری است. وقتی دادهها بررسی میشوند، وقتی مسیر مشخص است و وقتی همه اعضای تیم میدانند قرار است به چه هدفی برسند، نتیجهها دیگر تصادفی نیستند. آنها تبدیل میشوند به خروجیهایی که میتوان دلیلشان را فهمید و مسیرشان را ادامه داد.

